تبليغاتX
اوریانا فالاچی

ANTI WAR

روزي در آخر ساعت درس، يک دانشجوي دوره دکتراي نروژي سوالي مطرح کرد:

استاد شما که از جهان سوم مي آييد، جهان سوم کجاست؟

فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که

روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم. به آن دانشجو گفتم

جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب مي شود،

و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:43 نويسنده امير ... |

کنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو


که اسفنديارش يکي disk داد بگفتا به رستم که اي نيکزاد


در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از سايت افراسياب


برو خرمي کن بدين disk هان که هم نون و هم آب باشد در آن


تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش


دگر صبر آرام و طاقت نداشت مر آن disk را در drive اش گذاشت


نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يکي list از root ديسکت گرفت


در آن disk ديدش يکي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود


به ناگه چنان سيستمش کرد hang که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد


چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانسش رايانه بود


بدو گفت رستم همه مشکلش وزان disk و برنامه قابلش


چو رستم بدو داد قيچي و ريش يکي ديسک bootable آورد پيش


يکي toolkit اندرآن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود


به ناگه يکي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت


چو virus را نيک بشناختش مر از bootsector بر انداختش


يکي ضربه زد بر سرش toolkit که هر byte آن گشت هشتاد bit


به خاک اندر افکند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را


چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش


دگر بار برنامه اين سان مکن ز رايانه اصلا تو صحبت مکن


قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk ز اسفنديار

+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 5:8 نويسنده امير ... |


سلام......

وقتی بخوای آرزو کنی حتما لازم نیست همون لحظه برآورده بشه......... اصلا همون انتظارشه که آدم رو حریص تر

میکنه و باعث میشه وقتی به آرزوت رسیدی قدرشو بدونی......

به نظرم اصلا غول چراغ به انسان حال نمیده ...چون یکی دیگه آرزوهاتو شریک میشه ......

خلاصه ...ما هم دعوت شدیم.... توسط سارا ی عزیز...... بازیه قشنگیه......

حالا آرزوهای من......

1....بتونم واسه برادرم (جانباز70% که فقط 27 سال داره) کاری بکنم که یه چشش ودوتا دستش درس بشن....

2....لیسانسم تموم شه و واسه فوق یا تهران قبول شم یا برم کشورهای خارجی (واییییییییییییییییییی)...

3.... اینقدر پول داشته باشم که هر نیازمندی رو دیدم بتونم بهش کمک کنم و چرخ زندگی شو راه بندازم.....

4.... یه زندگی سالم ...یه یار و همراه همیشگی.....

5.... به جایی برسم که بتونم تمام جونها رو به آرزوهاشون برشونم....

و اینست اوج آرزوهای من... با تشکر از خواهر عزیزم سارا....

منهم 5 نفر از دوستان آرنیکا.... آنی... عطا افشاری ....مینا....و دنی رو دعوت میکنم امیدوارم آرزوهای همتون برآورده بشه...

+ تاريخ سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:24 نويسنده امير ... |


کنج خونه نشستی و
درو رو دنیا بستی و
از بس شکایت می کنی
به مردن عادت می کنی
هی میگی تقدیر منه
نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چی کاره ای
که عمریه آواره ای

بهش میگم بسه دیگه
چیکار داری کی چی میگه
نذار خودتو سر کار انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده
هنوز دلت پیر نشده
پاشو و دست رو دست نذار انگار نه انگار

توی گذشته موندی و
هی دلتو سوزوندی و
هر چی میگم بخند یه بار انگار نه انگار

انگار همه بیکارن و
دشمنی با تو دارن و
همش باتو بد میکنن
راه تو رو سد میکنن

اینا همش بهونته
کارای بچه گونته
چشم دلت تا نبینه
صد سال دیگم همینه

این دیگه حرف آخره
عمر تو داره میگذره
تموم که شد به روت نیار انگار نه انگار

+ تاريخ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:9 نويسنده امير ... |


در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند

+ تاريخ یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 1:22 نويسنده امير ... |