تبليغاتX
اوریانا فالاچی

ANTI WAR

باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه
مي خورد بر مرد تنها
مي چکد بر فرش خانه


باز مي آيد صداي چک چک غم
باز ماتم


من به پشت شيشه تنهايي افتاده
نمي دانم ، نمي فهمم
کجاي قطره هاي بي کسي زيباست


نمي فهمم چرا مردم نمي فهمند
که آن کودک که زير ضربه شلاق باران، سخت مي لرزد
کجاي ذلتش زيباست


نمي فهمم


کجاي اشک يک بابا
که سقفي از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روي همسرو پروانه هاي مرده اش، آرام باريده
کجايش بوي عشق و عاشقي دارد


نمي دانم
نمي دانم چرا مردم نمي دانند
که باران عشق تنها نيست
صداي ممتدش در امتداد رنج اين دلهاست
کجاي مرگ ما زيباست
نمي فهمم


ياد آرم روز باران را
ياد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکي ده ساله بودم
مي دويدم زير باران ، از براي نان


مادرم افتاد
مادرم در کوچه هاي پست شهر آرام جان مي داد
فقط من بودم و باران و گِل هاي خيابان بود
نمي دانم
کجــــاي اين لجـــــن زيباست


بشنو از من کودک من
پيش چشم مرد فردا
که باران هست زيبا از براي مردم زيباي بالا دست

و آن باران که عشق دارد فقط جاريست براي عاشقان مست


و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب مي داند

که اين عدل زميني ، عدل کم دارد

+ تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:42 نويسنده امير ... |

ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمی‌پریده، می‌گفته: احترام به همنوع واجبه.

به رشتيه ميگن: شورت زنت چه رنگيه؟ ميگه: حميد؟!؟!

از تركه در مورد آمريكا سوال مي‌كنند ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد برينه به ايران.

به پيرزنه ميگن: چرا همه دندوناتو كشيدي جز يكي؟ ميگه: آخه ننه، مي‌خوام چادرمو باهاش نگه‌ دارم!

تركه تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تكون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها!

تركه ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، تركه ميگه: پس من از هفته دوم ميام.

ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه.

تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌كشه!

يه روز يه كتاب جوك پاره مي‌شه، از توش چند هزار تا ترك مي‌ريزند بيرون.

تركه دو هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه دور ميگه: من از اين شانسا ندارم!

+ تاريخ دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:41 نويسنده امير ... |

 بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد

حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمیخواد

از چی بگم تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیوسیاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه

وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

میخونم به خدا میخونم از چشای معصوم تو حرفای تورو

میدونم به خدا میدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تورو...

بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد

حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمیخواد

از چی بگم تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیوسیاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه

وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

میخونم به خدا میخونم از چشای معصوم تو حرفای تورو

میدونم به خدا میدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تورو

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:16 نويسنده امير ... |

 

تو حضور مبهم پنجره ها


روبروم ديواراي آجريه


خورشيد روشن فردا مال تو


سهم من شباي خاكستري


توي اين دلواپسي هاي مدام


جز ترانه هاي زخمي چي دارم


وقتي حتي تو برام غريبه اي


سر رو شونه هاي بارون مي ذارم

اسم تو براي من مقدسه


تا نفس تو سينه پر پر مي زنه


باورم كن كه فقط باور تو


مي تونه قفل قفس رو بشكنه


منم مو يه اسمونه بي دريغ


منم مو يه كوره راه نا گزير


اي ستاره شباي مشرقي


پر پرواز من و ازم نگير

اسم تو براي من مقدس


تا نفس تو سينه پر پر مي زنه


باورم كن كه فقط باور تو


مي تونه قفل قفس رو بشكنه


منم اون يه اسمون بي دريغ


منم اون يه كوره راه نا گريز


اي ستاره شباي مشرقي


پر پرواز من و ازم نگیر

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:9 نويسنده امير ... |

 

يه پنجره با يه قفس ، يه حنجره بي هم نفس
سهم من از بودن تو ، يه خاطرس همين و بس

تو اين مثلث غريب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر مي رسم ، از اونور شب اومدم

يه شب كه مثل مرثيه ، خيمه زده رو باورم
ميخوام تو اين سكوت تلخ ، صداتو از ياد ببرم

بزار كوله بارم روشونه شب بزارم
بايد كه از اينجا برم ، فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم ، شوق رسيدن تو تنم
تو حجم سرد اين قفس ، منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم ، از آرزو هاي محال
قصه ما تموم شده ، با يه علامت سوال

بزار كوله بارم روشونه شب بزارم
بايد كه از اينجا برم ، فرصت موندن ندارم

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:5 نويسنده امير ... |